خلاصه داستان
مونس، دختری از دل کوهستانهای گیلان، در روزگاری زندگی میکند که سهم زنان از رؤیاهایشان اندک است. او در میان فقر، عشق، سوگ، مادری و امید، بارها زمین میخورد و دوباره برمیخیزد. سالها میگذرد و زندگی برایش معنای تازهای پیدا میکند؛ تا اینکه شبی آرام، سرنوشت او و هزاران نفر دیگر را برای همیشه تغییر میدهد.
مونس روایت زنی است که در میان ویرانیها، معنای واقعی ایستادگی را پیدا میکند.